السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

289

جواهر البلاغة ( فارسى )

من خادع ممارق . « 1 » مثل سخن حريرى در ستايش دينار : « چه گرامى است زر زردى كه زردى آن خوشايند است . » پس از اين‌كه دينار را اين‌گونه نكوهش كرده است : « نابود باد كه فريبنده و از دين بيرون برنده است . » و در فارسى مانند : مىكنم شكوه ز هجران و ز دانش خواهم * كه مرا بعد وصال آمد و گرديد و بال هجر را باز كنم شكر و عزيزش دارم * كه پس از هجر ميسر شود البته وصال 23 - تأكيد المدح بما يشبه الذّم : تأكيد المدح بما يشبه الذّم نوعان : الاوّل - أن يستثنى من صفة ذمّ منفية عن الشىء صفة مدح بتقدير دخولها فيها . 23 - تأكيد مدح به آنچه شبيه نكوهش است : تأكيد مدح به آنچه شبيه ذم است دو نوع دارد : 1 - از صفت نكوهيده‌اى كه از چيزى نفى شده است ، صفت مدحى استثناء مىشود بنابر فرض اين‌كه صفت مدح در آن صفت ذم داخل است . ( به تعبير ديگر بنا بر فرض دخول مستثنى در مستثنىمنه ) مانند سخن او « 2 » : و لا عيب فيهم غير أنّ سيوفهم * بهنّ فلول من قراع الكتائب « 3 »

--> ( 1 ) - مقامات حريرى ، ص 31 ( 2 ) - اين شعر از نابغه ذبيانى است . ( 3 ) - يعنى اگر شكستگى تيزى شمشيرها از درگيرى سپاهيان عيب باشد پس غير از اين عيبى در آنان نيست و معلوم است كه اين عيب نيست . و مانند سخن ديگرى : و لا عيب فيهم سوى أنّ النزيل بهم * يسلو عن الاهل و الاوطان و الحشم عيبى در آنان نيست مگر اين‌كه هركس بر آنان وارد شود خانواده ، وطن‌ها و خدمتكاران خويش را فراموش مىكند . و مانند سخن او : و لا عيب فيه غير أنّ خدوده * بهنّ احمرار من عيون المتيّم عيبى در او نيست مگر اين‌كه گونه‌هايش از چشم‌هاى شيفتهء او سرخ گشته است . و مانند سخن او : ليس به عيب سوى أنّه * لا تقع العين على شبهه عيبى ندارد جز اين‌كه چشم بر همانند او نمىافتد . -